شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

همشهریان محترم در صورت تمایل به ارائه نظر، می توانند از طریق ایمیل زیر اقدام فرمایند: y,bahmanabadi@gmail.com

ورود دسته عزاداري سويز به بهمن آباد در روز هشتم محرم-91

1 نظر

IMG_8851

IMG_8850



IMG_8852

IMG_8849

IMG_8848

IMG_8850

IMG_8848


(بیشتر…)


ماه محرم در بهمن آباد

1 نظر

بهمن آباد از جمله روستاهاي
كهن ايران است که آثار باستانی بر جا مانده اش، خبر از  قدمتی دوهزار ساله می دهد. وجودعلمای  دینی، مردمانی صبور و نجیب و زحمت کش از داشته ها
و افتخارات بزرگ این روستا به شمار می روند. بهمن آباد گرچه در گذر زمان از گزند حوادث
طبیعی مصون نبوده ولی با یک جابجایی اندک، چون کوه مقاوم و استوار باقي مانده است.
اکنون ماه محرم است و می خواهیم از آیین و سنت های عزاداری این روستا بگوییم؛ مردم
بهمن آباد نیز مثل  اغلب نقاط کشور برای برپایی
مراسم عزاداری امام حسین(ع)، آیین ها و آداب و رسوم خاص خود را دارند و به گونه ای
متفاوت با سایرین عشق و ارادت خود را به سرور و سالار شهیدان نشان می دهند.

بهمن آبادي ها از اواخر
ماه ذیحجه به استقبال ماه محرم می روند و هرکس به نوعی می خواهد در برگزاری با شکوه
آیین عزاداری نقشی داشته باشد. در اين ميان، وجود خانم ها نیز برای آماده کردن هيات
چشمگیر است. از ابتدای ماه محرم، نذورات به خادم هیات ابلاغ می شود خیلی ها می خواهند
میزبان باشند و سفره ای برای پذیرایی عزاداران بیندازند اما وفور نذری ها این امکان
را به همه نمی دهد بدین لحاظ حتی تا پایان ماه صفر نیز خرج دادن ادامه دارد.

وجود دو هیات حسینی
و ابوالفضلی بر شکوه و گرمی عزاداری این روستا افزوده است. دو امام زاده به نام های
«سید اسماعیل» و «سید حسین» ستارگان درخشانی هستند که موجب آرامش روستای بهمن آباد
و روستاهای همجوار هستند. مسافر خسته از راه و یا دردمند خود را به این دو امام زاده
می رساند تا از خستگی و غم و غصه ها یش بکاهد
.

در
بهمن آباد قدیم که در حدود یک کیلومتری قسمت شرقی بهمن آباد فعلی واقع بود، از یک
هیات بزرگی در بخش میانی روستا برخوردار بود که اکنون تنها ستون های مستحکم گلی آن
پابرجا مانده است. همین مکان مقدس در روزهای عاشورا، محلی برای نوحه خوانی دسته
های عزاداری است که در مسیر حرکت به سوی امامزادگان (سید اسماعیل و سید حسین) قرار
دارد. بهمن آباد فعلی دارای 2 هیات به نام «حسینی» و «ابوالفضلی» است که هر کدام
با برنامه های مشابه در ایام محرم به عزاداری می پردازند.

در
بهمن آباد، بر خلاف بسیاری هیات ها، مراسم عزاداری پس از صرف شام آغاز می شود.

 اینک شب اول محرم است و مرد و زن برای خوردن شام
دعوت شده اند فرقی نمی کند تو از کجا آمده ای مهم این است که عزادار امام حسین هستی
همین. در واقع، پس از اتمام شام و دعای مخصوص بانیان شام، نوحه خوانان مطرح در راهند
ولی صدای خواننده لحظه ای قطع نمی شود: ای محرم ماه ماتم آمدی / با غم و انده و ماتم
آمدی و…

 با
اتمام این روند، روحانی پای منبر رفته و به روضه خوانی و مدیحه سرایی می پردازد. مراسم
عزاداری در تمام یک ماه محرم در بهمن آباد ادامه دارد، البته ناگفته نماند جمعیت
هیات ها از چهارم و پنجم محرم با مراجعت بهمن آبادی های مقیم شهرها افزایش می یابد
و در شب عاشورا به اوج می رسد.
 

فریاد «حسن حسین»
در شب های محرم

شب های محرم در بهمن
آباد پس از پایان مراسم نوحه خوانی و روضه خوانی، حال وهوای دیگری دارد. به این ترتیب
که مردم بیرون از هیات ها(حسینی و ابوالفضلی)، تجمع کرده و پس از آن که فردی علم را
وسط میدان برافراشت ، مردم دور علم حلقه می زنند . سپس ، در حال چرخش به دور آن ، سینه
می زنند. در همین راستا، فردی عباراتی نظیر “حسن” ، “شهید” ،  “مظلوم” وغیره را در هر مرحله فریاد می
کند و دیگران در جواب، واژه “حسین” را فریاد می کنند. البته واژه های دیگری
نظیر “حیدر” به کار برده می شود که عزاداران در مقابل، واژه “علی”
را پاسخ می گویند.

مراسم حسن حسین گویان
هرسال، از شب های سوم چهارم محرم آغاز می شود که با نزدیک تر شدن به شب عاشورا، ورود
بهمن آبادی های مقیم شهرها (تهران، مشهد، سبزوار وغیره)، نیز اوج می گیرد، طوری که
حضور آنها، شور و شکوه خاصی به مراسم می بخشد.علاوه براین، مدت زمان این مراسم نیز
هر شب افزایش می یابد.

میزبانی و
مهمانی  هیات های بهمن آباد

شب هشتم
محرم تا حدود زیادی مردم از گوشه و کنار آمده اند طبق سنت هیات حسینی به هیات ابوالفضلی
می رود میزبان استقبال را وظیفه خود می داند پس باید از زیر سقف خارج شود تا جا برای
مهمانان آماده باشد هیات میزبان دست جمعی می خوانند: خوش آمدید اهل عزا امشب / بهر
تصلای دل زینب / زینب عزادار است / از دیده گریان است.

ابتدا
مهمانان و سپس دسته ی میزبان در زیر سقف تکیه قرارمی گیرند. ناگهان همه ی لوازم روشنایی
را خاموش می کنند و در تاریکی فریاد می زنند؛حسین حسین یاحسین / شهید کربلا حسین/ سر
از بدن جدا حسین و…

این حالت
پایان می یابد و نوحه خوانان (که مهمانان در اولویت اند) نوحه خوانی می کنند در پایان
یکی از آقایان روحانی مرثیه و روضه خوانی می کند با پذیرایی مختصر مهمانی تمام می شود
و در حال رفتن نوحه ای بدین سبک سرمی دهند: ما دعا خواندیم و رفتیم از سر صدق و صفا
/ بعد از این جان شما جان شهیدئ کربلا.

جواب
میزبان به سلامت بروید اهل عزا / به عزای پسر شیرخدا. سپس با اصرار مهمانان، هیات میزبان
از مسیری که برای بدرقه رفته باز می گردد.

این آمدن
نمی تواند بی جواب بماند بدین لحاظ شب نهم هیات ابوالفضلی مهمان هیات حسینی می شوند
این جا هم مراسم استقبال انجام می شود و نوحه خوانی و روضه و پذیرایی و بدرقه کردن
مهمانان از رسوم است.

 

میزبانی و مهمانی
دسته های «بهمن آباد» و «سویز»

از
دیگر رسوم بهمن آبادی ها در محرم، تشکیل دسته زنجیر زنی هیات ها همراه با تجهیزات
عزاداری همچون علامت و علم و طبل و شترو اسب و عزیمت به سمت روستای سویز در روز
هفتم ماه محرم است. روستای سویز حدود 2 کیلومتر از بهمن آباد فاصله دارد و به رسم
دیرینه، دسته عزاداری بهمن آباد در روز یاد شده، به سمت این روستا حرکت می کند.
دراین میان، دسته سویز نیز در در نورستان شهدا تجمع  می کند و با نزدیک شدن دسته بهمن آبادی ها، سلام
عزاداری دسته های 2 روستا با تعظیم علم ها و علامت ها آغاز می شود.  پس از آنکه دسته ها در کنار هم قرار گرفتند،
مداحان به نوحه خوانی می پردازند. در پایان نیز دسته سویز با دسته بهمن آباد با تکرار
نوحه همیشگی «ما دعا کردیم و رفتیم از سر صدق و صدق و صفا»، خداحافظي كرده و دسته
هاي بهمن آباد  به تکایای خود باز می گردند.

علم گردانی

   صبح تاسوعا با برنامه ریزی صورت گرفته، سنت علم
گردانی آغاز می شود. مردم در قالب دسته کوچک تر که فقط آقایان حضور دارند با به دست
گرفتن بیرق و علم در کوچه و خیابان روستا به راه می افتند نوحه این دسته ها «حسینم
واحسینا وا حسیناست؛  اگرکشتن چرا آبت ندادند
/ اگر کشتن چرا دفنت نکردند / کفن بر جسم صدچاکت نکردند.حسینم از مدینه سر بر آورد
/ مدینه بوی مشک و عنبر» آورد. علم دارها علمشان را بر سردر خانه ها می گذارد صاب آن
خانه، آزادانه مبلغی را برای هزینه های جانبی و نذری های احتمالی اعلام می کند پس از
اخذ و تحویل دادن آن به مسئول مربوطه بدین شکل در حق او دعا می کنند و آمین می گویند:
الهی صد در دنیا هزار در آخرت به ایشان عنایت بفرما (جمع حاضر: الهی آمین)

روز بروز
بر عمر و عزتشان بیفزا (جمعیت در جواب :الهی آمین)

جوانانشان
به جوانان علی اکبر حسین ببخشا (جمعيت: الهی آمین)

 

حضور در صحن امامزاده سید اسماعیل در شب
عاشورا

پس
از اتمام مراسم عزاداری 2 هیات بهمن آباد، دسته هیات ابوالفضلی به سمت محله سی
متری وارد می شود تا همراه با دسته هیات حسینی، به سمت امامزاده سید اسماعیل حرکت
کنند. در این مراسم، علم ها و علامت ها همراه با تجهیزات صوتی دسته های زنجیر زنی
را همراهی می کند. با ورود به صحن امامزاده، علم ها و علامت ها در بیرون صحن
استقرار پیدا می کند و دسته ها وارد صحن می شوند. مراسم زنجیر زنی انجام می شود و
سپس مردم به سمت روستا حرکت می کنند تا پس از خوابی نه چندان طولانی، صبح زود
بیدار شده و برای مراسم عاشورا آماده شوند.

مراسم  روز عاشورا

صبح عاشورا فرا می
رسد. هیجان خاصی که وصف آن تنها متعلق به عاشوراست در میان مردم ایجاد شده است. عاشورا
در مزار سيد اسماعيل (ع) و سید حسین (ع) مجاور روستاي بهمن آباد، حال وهواي خاصي دارد.
تا نبینی باورت نمی شود انگار وارد معرکه واقعی کربلا شده.
امروز بهمن آباد مملو از زنان و مردانی است
که از راه دور و نزدیک خود را به این جا رسانده اند. از خود بی خود می شوی هر چه
باشی و هر که،  دارا باشی یا نادار، جوان
هستی یا که پیر، کودکی یا که میان سال، فرقی ندارد. تو به وادی عاشورا هل داده شده
ای. چشمامت بی اختیار اشکین می شود و به یاد وحشی گری های جلادان زمانه می افتی.
اشک امانت نمی دهد.همین چند لحظه بیش نیست اما این هیجان تو را با خود برده است. برده
تو را به سمت پروانه های حسینی، شورشی بی پایان در توست که می خواهد دیوانه ات
کند. گرد و غبار خاک بر افراشته از سم های شترهای حمل کننده 72 تن یاران حسین و
خانواده هایشان، حسّت را واقعی می کند.

و اما شروع
مراسم:
در ابتدای صبح، از بلندگو های 2 هیات، با بیان جملاتی عاشورایی، مردم را
به سمت قلعه ها ( وسط میدان در جوار هیات ها) فرا می خوانند. جمعیت اندک اندک در
محل حاضر شده و هر کدام بنا به علاقه خود، مسئولیت  کاری را بر عهده می گیرد. صف های زنجیر زنی
تشکیل می شوند.  پس ازجمع شدن عزاداران هيات
حسيني بهمن آباد، سينه زنان و زنجير زنان به سمت هيات ابوالفضلي حركت مي كنند و پس
از لحظاتی زنجیرزنی مشترک،  دور روستا مي چرخند.
علم ها وعلامت ها سينه آسمان را مي شكافند و پيشرو در جلوي جمعيت ، روستا را به سمت
مزار ترك مي كنند. در خرابه هاي بهمن آباد قديم، ستون هاي هيات قديم وجود دارد كه جمعيت
عزادار در آن جمع مي شوند ومدتي را به عزاداري مي پردازند و دوباره راهي مزار مي شوند.

مزار بهمن آباد سه درب
دارد كه يكي از آن در مسير جاده بهمن آباد است . ديگري در مسير جاده مزينان و درب ديگر
براي ورود دسته سويزي ها ساخته شده است. صبح عاشورا دسته هاي «مزينان» و «سويز» هر
كدام جداگانه وارد صحن مزار شده وهمپاي دسته بهمن آباد به طواف مي پردازند. در چنین
جایی بهمن آبادی ها حکم میزبان را دارند و منتظراند تا میهمانانشان از راه برسند. معمولا”
اولین هیات مزینانی هستند که با نظم و ترتیب خاصی از راه می رسند.

 علم ها وعلامت هاي هيات هاي عزاداري
به همديگر سلام مي دهند. هنگام استقبال، گوینده ای در بلندگو می دمد: «حسين حسين یا
حسین، شهید کربلا حسین، سراز بدن جدا حسین، امشب جناب فاطمه، با اضطراب و واهمه، آید
به دشت کربلا، گوید حسین من چه شد، نور دو عین من چه شد»

 شترها واسب ها همگام با سيل مردم چرخ
مي زنند. زنجیرها همنوا با طبل ها و سنج ها بر شانه ها می کوبند.علامت ها، علم ها،
بیرق ها، یاران نمادین امام حسین (ع)، شیرهای غران، خیمه های نمادین، کبوترهای
رنگی، چرخش دست نمادین حضرت عباس در آسمان، چهره های نمادین امام حسین و یارانش و نخل
هاي دسته های مهمان، همه و همه آمده اند تا بگویند که کربلا نخواهد مرد و فریاد
اعتراض بر تارک تاریخ زنده خواهد ماند و شیون زن و مرد بهمن آباد گویی تو را به سرزمین
سال 60 هجری می برد. لحظات هيجان زا و پر جوش وخروشي است. در اين لحظات، گويي زمين
به لرزه مي آيد و كسي نيست كه از اين صحنه به شيون نيفتد.  

نوحه ها به
نمایندگی دسته ها آغاز مي شود و آنها يكدست به ساحت مقدس امام حسين و يارانش اداي احترام
مي كنند.

پس از آنكه مراسم تمام
شد نوحه “به سلامت برويد اهل عزا به سراي پسر شير خدا” بر زبان عزاداران
میزبان( بهمن آباد ی ها) جاري مي شود. 
با
بدرقه ی مهمانان از شور و التهاب نیز کاسته می شود مراسم تعزیه خوانی که
سنت دوست داشتنی این روستاست با شکوه هرچه تمام تر آغاز می شود خیمه های
نمادین برای آتش زدن برپا می کنند تا در پایان مراسم به آتش بکشند.
مراسم تعزيه خواني نيز تا حدودساعت 6 بعد از ظهر ادامه مي يابد.

برپا داشتن شام غریبان
پس از اتمام مراسم عاشورا و پیش از صرف شام، هر یک از هیات های بهمن آباد به طور جداگانه،  در  2 گروه 10 تا 15نفره مراسم شام غریبان را برگزار می کنند. مراسم به این گونه است که گروه اول جملاتی حاکی از سوز و ناله زینب و اسرای عاشورا دارد نظیر «شام غریبان حسین امشب است ساربان ساربان» و گروه دیگر در
پاسخ جمله  ای دیگر نظیر «ناله طفلان حسين امشب است ساربان» فریاد می کنند. جملات دیگر مطرح در این مراسم شامل «شهر بي كفن است امشب»- «عريان بدن است انگشتر شاه دين دست دشمن است امشب»، «يتيمي درد بي دوران يتيمي»-«» يتيمي خار بي دوران يتيمي»، « الهي طفل بي بابا نباشد»- «اگر باشد در اين دنيا نباشد»، «طفل صغيري ز حسين گم شده ساربان»- «قامت زينب ز علم خم شده ساربان»، «اگر مي بود و بابا….»- «»، « اگر دست پدر بودي به دستم»- «چرا من در خرابه مي نشستم»، «زينب به بيابان ها، شهر مانده به قربانگاه»- « طفل …» و غيره است.  در این مراسم تنها آقایان حضور دارند.
  

براي مشاهده عكس ها در اندازه بزرگ تر، چند بار روي عكس ها كليك كنيد.

خرج دادن در محرم
 

 خرج دادن و نذر یكی
از آداب زیبایی است که از گذشته های دور، مردم بهمن آباد به آن توجه می کنند.  آن ها با وقف قسمتی از اموالشان، همواره چراغ عزاخانه
امام حسین را روشن نگه می دارند. بخشی از خرج دادن های ماه محرم مربوط به افرادی
است که آب و زمین زراعی وقف شده هیات های بهمن آباد را در طول سال مورد استفاده
قرار می دهند و برای اینکه دینی بر گردنشان نماند، طبق قرار سالانه، شبی از شب های
محرم را خرج می دهند و از این رو، بیشتر شب های محرم، عزاداران مورد پذیرایی قرار
می گیرند. در اینجا، جا دارد از مرحوم آقای حسن بهمن آبادی به پاس یک عمر تلاش و
زحمت بی ریای  وی برای طبخ غذای ماه محرم
تقدیر کنیم و صلواتی را شادی روح آن مرحوم نثار کنیم.

نویسندگان:

 قاسم بهمن آبادی – یوسف بهمن آبادی


به مناسبت ماه محرم

بدون نظر

نویسنده: قاسم بهمن آبادی
             گفتیم حسین،گریه زمزم شروع شد

                      سالی گذشت و ماه محرم شروع شد

عجب حکایتی است حادثه ی جانسوز کربلا،گویی هم اکنون روز دوم محرم سال 60- 61 قمری است که امام حسین (ع)
به حکم اجبار در کربلا پیاده شد.از روز سوم محرم که عمر سعد به
فرماندهی چهار هزار سرباز برای مقابله با آن حضرت در کربلا فرود آمد ما
شیعیان و محبان حسین (ع)با واژه هایی
چون، علقمه، قتلگاه، خیمه گاه، مشک خالی، تشنگی و العطشِ کودکان مأنوس شده
ایم و عجب مدرسه ای است محرم و عاشورا که کلاس درسش با صدای زنگ قافله ی
کاروان کربلا آغازمی شود خورشید این قافله حسین است که تشعشع نورش نه تنها
زمین بلکه کهکشان ها  و ذرات همه ی عالم را منّور کرده است کدام گوش می
تواند چنین صدایی را نشنود؟ اگرچه زنگِ  مدرسه ای که در آن درس عشق می
آموزندطنین انداز شده ولی هرکس و با هرنیتی نمی تواند در چنین مکتبی
توفیق نام نویسی داشته باشد زیرا خطِ حسین (ع) دنیا طلبی و ریاست طلبی را
بر نمی تابد. اینجا کربلاست و امروز همان محرم سال 60-61 است. محرم آمد و
باز در اندیشه ی  حسین و فرزندانش، حسین و یارانش، حسین و قیامش، حسین و
پیامش و حسین و فلسفه شهادتش سر در گریبان برده‌ایم و از خود می پرسیم:
خدایا  می دانیم در چنین عصر و زمان، وظیفه ای سنگین بر دوش کسانی است که
پیام حسین (ع) را می شنوند.این را نیز می دانیم که ندای هل من ناصر، تنها منحصر به روز عاشورا نیست
ولی در انتخابِ راه سخت درمانده شده ایم. مثل؛ حر ، پسر سعد یا… که خود
راهشان را برگزیدند و  دیدیم سرنوشتشان به کجا انجامید. این انتخاب، وقتی
سخت می نماید که حسین عزیز فاطمه از جوانان اهل بهشت و سبط رسول خدا را می
بینی در پیرامونش شیرهایی چون عباس و علی اکبر و قاسم و عون و جعفر و حربن
ریاحی و حبیب بن مظاهر و شیرزنی به نام زینب (س) و… حضور دارند مردان و
زنانی که سر تا پا اطاعت محض امام و پیشوای خویش اند و چون پروانه به دورش
در حرکت اند. کسانی که دوست و دشمن بدون تردید اذعان دارند اینان خدایی
ترین و مؤدب ترین و برترین انسان های روی زمین اند.در آن طرف طرف پسرسعد و
شمر و سنان بن انس و خولی و… را می بینیم که مظهر دنیا طلبی و دنائت و
 رذیلت و پستی اند.اما لقمه ی چرب و نرم پسر زیاد بد جور وسوسه می کند این
لقمه در هرزمان و مکانی وجود دارد گاه در مقامِ جاه و گاه در مقام دینار و
دلار خودنمایی می کند همان کاری که با پسر سعد و سپاه ابن زیادکرد.انتخاب
نمی تواند راحت باشد.ولی برای ما که شیره ی جانمان با نام حسین(ع) عجین شده
و کاممان را با نام و هدفِ آن بزرگوار شیرین کرده اند چنین انتخابی نمی
تواند سخت باشد ما مدیون مادران و پدرانمان هستیم که دست کودکانه مان را در
دست رییس این قافله گذاشتند.پس باید زنگ کاروان را رصد کنیم،چنین زنگی نمی
دانم تو را به کجا می برد ولی می دانم مرا به  دوران کودکی ام پیوند می
دهد که درهیئت های کوچک مان به عزاداری بزرگترین افتخار آفرین روی زمین
امام حسین(ع) می پرداختیم؛ می خواهم به
گذشته برگردم و یک باردیگر با همان صدای کودکانه ام نوحه بخوانم دلم می
خواهد درهیئت نوجوانان نام نویسی کنم و یا در تکیه یا حسینیه بنشینم باور
کنید،دلم برای سخنرانی و روضه های مرحوم پدرم و استادم ملاحسین و آن همه اشکی که بر بالای منبر از سر عشق و محبت و شناخت می ریختند تنگ شده،برای سخنرانی مرحوم حاج شیخ ذاکری که بیشتر پندمان می دادند و روستا را مدیریت می کردند،برای مرحوم حاج ملاعلی که روضه ها و تعزیه خوانی اش در روستاهای مجاور نیز شناخته شده بودتنگ شده. دلم هوای روضه های بی ریای مرحوم ملا رمضان
را کرده، مرد سالخورده ای که برایش نشستن برروی زمین وبالای منبر برابر
بود.مرحوم ملا رمضان همه ی شب ها ی محرم را با خلوص برای ما بچه ها منبرمی
رفتند،افسوس که برای همیشه از شنیدن این همه داشته ها محروم شده ایم چه زود
دیر شد و چه شد که قدر آن همه خوبی ها را خوب ندانستیم.انگار همین دیروز
بود که به علی ملا رمضان مراجعه کردم تا  عضویت مرا در هبئت عزاداری ماه
محرم بپذیرد در یکی ازکوچه ی تنگ روستای بهمن آباد،خانه ای را در اختیار ما
بچه ها! گذاشتند تا بدور از چشم بزرگترها عزاداری کنیم تنها وسیله ی
روشنایی مان فانوس بود در عوض با پرداخت احتمالا” یک تومان حق عضویت هرشب
شام را که اغلب ماست و شیره ی انگوربود در هیئت می خوردیم.نوحه خوانان،با
اجازه ی شخص علی آقا نوحه خوانی می کردند بگذریم که  پایه گذار تعزیه
ی نوجوانان نیز ایشان بودند.آن روزها همه چیز رنگِ خدایی و بی ریایی
داشت.کاش می شد کودک می شدیم و دوباره علی آقا ملا رمضان به عنوان مدیرهیئت
همه را زیر یک سقف جمع می کردند و نوحه می خواندیم و بر طبل و سنج های
کوچک مان می کوبیدیم و بازهم خالصانه و بی چشمداشت فریادِ یا حسین سر می
دادیم.یادش بخیر

یادم
نمی رود در یکی از سال ها به مناسبت اربعین سالار شهیدان، دسته ی
کوچکی ازمردم  روستا در قالب هیئت به سوی امام زاده در حرکت بودند، آقای حبیب ذاکری
(هنوز به حج مشرف نشده بودند) در نهایت خلوص و بی ریایی، تنها نوحه خوان
این دسته ی کوچک بود فردایش که به مدرسه (سویز) رفتیم معلم ما که خیلی از
نوحه و نوحه خوان خوشش آمده بود مرا مأمور کرد از آقای ذاکری بخواهم متن
نوحه را در اختیارش قرار دهد ایشان هم بی درنگ و به دور از هرگونه اما و
اگر، دست نوشته اش را به من داد. البته ایشان اکنون نیز یکی از مداحان درجه
یک به شمار می روند.

حال که سخن به اینجا رسید گرامی می داریم؛یاد همه ی بزرگانی که دیری است از شنیدن صدایشان محروم شده ایم؛ مرحومان،حاج
اسماعیل ذاکری،حاج شیخ ذاکری، مرتضی ذاکری، ملاحسین، ملا رمضان،حاج
ملاعلی،حاج حسن فتحی،کربلایی محمدعلی فتحی،محمد کربلایی رمضان،حاج
غلامحسین،علی کربلایی اکبر،حاج علی اکبرحسین، عبدالحسین ملا
رمضان،اکبرنوروز و…

در
پایان برای همه ی کسانی که به جهت هرچه بهتر برگزارکردن مراسم عاشورای
حسینی قصد رفتن به بهمن آباد را دارند آرزوی سفری آرام همراه با سلامتی
دارم .

چند دعا:

پروردگارا! سفر مسافرین را بی خطر فرما

پروردگارا!دردها یمان را دوا،مرض هایمان شفا و حاجت های مشروع مان را روا فرما

پروردگارا! عزاداری مان را در دفتر عزاداران واقعی ثبت و ضبط فرما

پروردگارا!پیرانمان را عاقبت بخیری،جوانانمان را عاقبت اندیشی،میانسالانمان را توانایی

 عنایت فرما.

پروردگارا! مشکلات جوانانمان را به لطف خود برطرف فرما.

پروردگارا! دست هایی که برای دعا به جانب تو بالا می روند نا امید برمگردان.

پروردگارا! همه ی کسانی که ازمیان ما به سرای ابدی رفته اند را بیامرز.

پروردگارا!دل ها ی ما را به هم نزدیک و مهربان فرما.

پروردگارا! اگر کدورتی بین ما وجود دارد آن را با عنایت خودت بر طرف ما.

پروردگارا! کاممان را به شنیدن موعظه و پند،شیرین فرما

پروردگارا! توفیق احترام به بزرگترها،رعایت حقوق والدین، رعایت حقوق همسر و

 فرزندان،ادب در گفتار و رفتار را به ما ارزانی دار .

پروردگارا! توفیق عزاداری با معرفت را به ما مرحمت فرما

بر محمد (ص) و آل او صلوات

آمین یا رب العالمین.

منبع: سلام بهمن آباد (http://salambahmanabad.persianblog.ir/)

م