شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

همشهریان محترم در صورت تمایل به ارائه نظر، می توانند از طریق ایمیل زیر اقدام فرمایند: y,bahmanabadi@gmail.com

گويش هاي بهمن آباد (5)

بدون نظر

ايام نوروز، فرصتي شد تا در شب نشيني هاي خويشاوندي، بخش ديگري از واژه هاي مورد استفاده در گويش محلي بهمن آباد را ثبت كنيم. از اين رو، بخش پنجم  ثبت  گويش هاي بهمن آباد از نظر شما خواننده گرامي مي گذرد:

 

– تُولَ= هل دادن

– چَفت= سايبان

– چُر دِ حَ= چهار دفعه

– اَچي= چرا

– كِلير= كليد

– كِسَپُسّي= جانوري كوچك شبيه سوسك

– چَر غَت= روسري

– دِ پيشِ = جلوي

– وَتَ خِستَ= بست نشسته است

– اَجي ر= بشاش- شاداب

– پِرِّپيت رِِِِِِِِ ِفتَ= مرغي كه پرهايش كنده شده

– وَجُرُش بُردي= پرستاريش كن

– حَليش مِرَ= مي فهمه

– چَن سُل دُر مِنَه؟= چند سال كار مي كنه؟

– عَلّوُ بِدِر مِنَ= عيب آدم را مي گويد

– سِ دَ نَ= سياه دانه

– خِرجِوَلَ= خورجين الاغ

– بِل خَنَ= بالاخانه، طبقه دوم خانه

– بِ مِ نَ= بو مي دهد

– خَنِ كينَ= خانه اي كه در آن وسايل انبار مي شود

– سِفَلِك= تكه اي از كوزه، كاسه يا بشقاب سفالي

– اَنگُرِشتينَك= صدايي كه از به هم ساييدن انگشتان 2 دست در مراسم عقد يا عروسي توسط مردان يا زنان ايجاد مي شود

-پِرهَ- پِرهن= پيرهن

– وَجِر مِني= زل مي زني

– بِيَك مِحَل= يك دفعه

-هاز ِ فلانيست= عين فلانيست

– خِندَگُ= عملي كه باعث خنده و تمسخر ديگران مي شود

– غِلتَموُنِ= ؟؟؟؟؟؟

– يَرَ ورَّدِش مِنَ= يارو دنبالش مي كنه

– بِر تَرِم= برو برويم

– چ ُِولَ= چوب خشك نازك

– ا ُو مُنِ= موقع آبياري ماست

– بُتَّه= بوته

– سُلُخ= سوراخ

– مي خي پِرُّتِّ وَرّيم رِزي؟ = مي خواهي عصبانيت خود را روي من خالي كني؟

– مِسكَ= كره

– تُريت= تليت، ريز ريز كردن علف و مخلوط كردن آن با آرد به عنوان خوراك گاو و گوسفند

– اَلچوُ= ابتداي زمين زراعت

– خِوِر= زمين قطعه بندي شده براي زراعت

– بُردَ- تپه

– خَنِكِل= خانه مخصوص آبياري زمين هاي كشاورزي كه از خشت و گل ساخته شده است

– يَك اَنجي= يك ذره

– يَك قُرت= يك جرعه آب

– مِزَغَت= ممانعت

– مَ لَ قَ= ملاقه

– كِفچَ= وسيله اي كه با آن نان را از تنور بر مي دارند

– كُلِخ= كلوخ

– تُنبوُ= پيژامه

– شِلير= پيراهن زنانه بلند

– پيچَّل= پژمرده

– دِگچَ= ديگ كوچك

– قِلِف= ديگ مسي

– لَحشور= شلخته- ژوليده

– مُجمَعَ= ظرف دايره اي مسي بزرگ

– پُن دَنَ= تخم پنبه

– دِكُديت گِردَنُم؟= بزنم به سرت؟

– بُلك= كليه

– قُريت: كشك

– كِت كُ= جمع كن

– كُپَّ= جمع شده – تلمبار شده

– اَجُر= علف صحرايي كه آب پز كرده و در كنار برنج مي خورند

– قُرسَك= قارچ

– اَيُق- اياق- رابطه صميمي

– كُندي= محلي براي انبار كردن گندم و جو

– وُجُق= اجاق خشتي

– اُسُر= ميخ طويله

– وَهَم مِنَ= جمع و جور مي كنه

– تَختِ مَشك= جعبه پايه دار براي نگهداري قاتق (دوغ چكيده)

– تِغَري= تغاري

– پَشنِ دَر= پاشنه در

– دُلك= وسيله اي براي وجين كردن علف هاي هرز

– اَفتَوَ= آفتابه

– بِ جِ= وجين كردن علف هاي هرز

– اُكِشي= آبكشي

– پِزَ= دوباره چسباندن نان بر تنور

– جُ قِ دي= جا قحطي

– كِز= محل نگهداري گوساله شيري

– تِكّوُ = تكان

– مِصبوغي!= متوجهي!

– تِرَش نَ= تراشه چوب

– زِر جَ وَ= زردچوبه

– تُقلي= بره ماده يكساله

– خِسيلي= علف جو كه سبز است

– كُوُند= خربزه نارس

– مِوُ سَرَ = ابتداي شكل گرفتن خربزه كه به اندازه انگشتان دست است

– مِنگُل= داس بزرگ

– طِيَّرَ = طياره –

ر ُِ دَ= پاره

– جَ بِ جَ مِنَ= حرف بار كسي مي كنه

– اَيُم= بيايم

– خَ مِ يي= خواهي آمد

– وَرچُپَّ= اشتباهي

– وَر مُ تِوُوُ كِر= كاري را كه وظيفه ديگران است بر عهده ما گذاشت

– فِرِ دُ= بلعيد

– وَتَت مِ تَ= مي خواهد آدم رو بخوره (به فرد پررو گفته مي شود)

– كوتَل= والدين براي دلگرمي، به فرزندان خود در نيمه دوم ماه رمضان مي گويند مي خواهيم برويم كوتل

– خِشَّلَ= لغزيدن

– چِن د َ نُم= نمي دانم

– حَل تَ بينِم= حال تا ببينيم

– چِش مِگي= چي مي گويي

– دِ هَم گِردَنِ= بجنبيد

– توُم رَف= تمام شد

– پُح مِنَ= سرفه مي كند

****************************

گردآوري كننده: يوسف بهمن آبادي

********************************

براي ثبت كامل گويش محلي بهمن آباد، مي توانيد واژه هاي مورد نظر را در بخش نظر ارسال كرده يا به ايميل زير بفرستيد:

y.bahmanabadi@gmail.com


واژه های جدید لهجه بهمن آبادی(4)

3 نظر

واژه های جدید بهمن آبادی از نظرتان می گذرد:

خپ کِردَه: مخفی شده

ریم نَمِره: خجالت می کشم- رویم نمی شود

قُپَّ: به بخشی از یک کالا(وسیله)می گویند که گرد است

غذا دِبُرِ(وربُرِ): غذا در حال پخت است

اَشکینَ وَربُرّیَه: این امر در حالتی رخ می دهد که  قاتق داخل اشکنه(نوعی غذای محلی) هنگام طبخ بر اثر حرارت زیاد و هم نزدن همزمان، گلوله شده و با روغن و مخلفات آن مخلوط نشود

قَتِق:خورش – دوغی که داخل مشک قرار گرفته و پس از چند روز ،آب آن گرفته شده است

قوُوم: شن بسیار نرم که اغلب خیس است

ناگِمو: ناگهانی

بِقِ بُخُردَ: به افراد چاق گفته می شود

هَلُک رفتُم: هلاک شدم- خسته شدم

پَ پِ نَمِری: پیگیری نمی کنی

قیرچَستِش دَرَمَ: به چیزی گویند که زیر چیزی له می شود

بَلِش: متکا- بالشت

اَخلِر: هیزم هایی که دانه دارند

زیل: هیزم های نوک تیز

بَلُ: بالا

سَرِکیچَه: سر کوچه

خَنِِِه کِل:اتاق كوچك- اتاقکی که هنگام آبیاری زمین های کشاورزی در زمستان به عنوان پناگاه گرم مورد استفاده قرار می گیرد

بُردَ: تپه

سِی: پل روی جوی قنات بهمن آباد -ابتدای روستا

لِنگِ جِ: دیواره جوی آب

سِمَوُر: سماور

مِخطِبیلَ:ميخ طويله- میخ بزرگی که برای بستن ریسمان(زنجیر) حیوان به کار می رود

کُ: ۱- کجاست ۲- کاه

دُی: دیوار

چُرشُخ: چهار شاخ- وسیله ای که با آن هیزم یا مواردی شبیه آن را جابجا می کنند

وَمِندَ: وامانده- زمانی گفته می شود که فرد هنگام انجام کاری با مشکل مواجه می شود

تَلِتِ بییُرُ بُردی:  این واژه از سوی افرادی گفته می شود که در صحرا یا کلاته به دنبال قارچ می گردند و با پیدا شدن قارچی، به جستجوی مشابه آن هستند

 

 برای دریافت واژه های قبلی به بخش لهجه بهمن آبادی(واژه ها)، مراجعه کنید.

در صورت تمایل به افزودن این فرهنگ نامه، در بخش نظر دهید، نام واژه ها را بنویسید.

 


واژه های جدید گویش محلی بهمن آباد(3)

بدون نظر

بخش سوم واژه هاي  مربوط به گويش بهمن آباد در زير آمده است:

وَرچُپَّ = برعكس

دِقُلِ دِفُل = در سوراخ ديوار

مِسكَ = كره

قِمُق = سرشير

سَر چُ = مستراح

كُجِس = كجاست

مِل نَدَرُم = ميل ندارم

جُوُب مِنَنتَ = جواب نمي دهد

چِ مِنَ = نيازي نيست

دِكُديش گِردَنُم = بزنم به سرش

 خُردي = كوچك- خرد

كُرپَغَ = قورباغه

اِووُ = دالان -راهرو

 نِمَشوم = سرشب

پِرهَ = پيراهن

نِهَلي = تشك

دِطِغُر كِردِيي = به كسي گفته مي شود كه نان زيادي در غذا تليت كرده و نتوانسته همه آن را بخورد

رِزَكُ = نان تليت كن

اَزوُ مَحَل اِاُسَنَ مُگُمِت ؟= از آن موقع برايت افسانه مي گويم؟

حَس مِني = لذت مي بري

با خُدِش كُتِّ كُت مِنَ= با خودش غرولند مي كنه – زير زبونش بد و بيراه ميگه