شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

همشهریان محترم در صورت تمایل به ارائه نظر، می توانند از طریق ایمیل زیر اقدام فرمایند: y,bahmanabadi@gmail.com

عزاداری در ماه محرم و چند توصیه ی دوستانه به همولایتی های بهمن آبادی

بدون نظر

ماه محرم که از راه می رسد دوباره سنج و شیپورها به صدا در آیند، رخت سیاه برتن می کنیم و علم و عماری ها  را به نشانه ی عزا و اعتراض برافراشته می داریم. علاوه براین مداحی کردن و تعزیه خوانی هم مثل همیشه جایگاه خاص خود را دارند. آنچه می خواهم به آن بپردازم نقد این اعمال نیست به عبارتی خودم را کوچکتر از آن می دانم که در تأیید یا رد چنین حرکت عظیمی اظهار نظر کنم ولی با اجازه شما با این نظر که انجام این گونه رفتار جواز ورودمان به بهشت خواهد بود هم نمی توانم موافق باشم. زیرا بعید می دانم چنانچه اعمالی بدون شناخت و معرفت و از روی شهرت طلبی و کسب نام و نان انجام می گیرد در نزد کسی که به او عشق می ورزیم ذره ای ارزش و اعتبار داشته باشد، زیرا راه و هدف و خطبه های آن حضرت به روشنی برای دوستان و شیعیانِ واقعی او شناخته شده است و کوچکترین شبهه ای در آن دیده نمی شود این که ما دیدگاه کاسبکارانه به این راه داریم یا نداریم بحث دیگری است.

در گذشته به یاد دارم بهمن آبادی ها وقتی می خواستند زائر امام رضا را بدرقه کنند یک نفر با صدای بلند می گفت: قبرامام هشتم را با معرفت زیارت کنی صلوات بفرست، واژه معرفت و شناخت مربوط به امروز نیست بلکه در گذشته، داشتنِ معرفت را جواز قبولی زیارت می دانستند از این ها گذشته آیا خداوند انسان دانا و نادان را مثل هم خطاب قرارداده؟ متأسفانه به هر دلیل، در جهت آگاه نمودن مردم درباره قیام پرافتخار امام حسین آن گونه که شایسته است اقدام نمی کنیم حتی فضا را آنقدر برای خرافات باز می کنیم که بعد از چندی مثل یک امر واجب و حتی مهمتر از آن مورد تقدیس قرار می گیرد. علامت برداری و رفتن به دنبال علامت بزرگتر و دیگر اعمالی که نمی تواند مرضی علمای اعلام باشد  را بهتر بود  از همان ابتدا به هر وسیله ی ممکن جلوگیری به عمل می آوردند، عریان شدن در خیابان، ضرب و جرح کردنِ جسم خود، در گل و لای غلتیدن و… اعمالی است که نگاه  تقدیس به آن می شود مهمتر از همه ی این ها، بخش چگونه گریاندن مرم است که هرکس تَه صدایی دارد می خواهد به شیوه های مختلف از مستمعین  اشک بگیرد، مداح ها با خواندن شعرهای سخیف ولی با دَم و دستگاه هایی که بیشتر به آلات موسیقی شباهت دارند در بیشتر شهرهای بزرگ ایران پرچمدار شده اند. سیمای جمهوری اسلامی هم که در پخش و پرورش مداحانِ بی سواد ید طولایی دارد مردم هم به جای گوش دادن به موعظه ی  واعظین و منبری ها ترجیح می دهند با مداح ها همراه باشند که این خود خسارتی است که دامنگیر نسل آینده خواهد شد.

محرم در بهمن آباد

در بهمن آباد ما سبک عزاداری کمی متفاوت است مداح ها چندان معروف و  شناخته شده نیستند. از این رو، هرکسی می تواند نوحه و روضه و مرثیه بخواند. در روستای ما نوخوانی و لباس تعزیه برتن کردن یک ارزش تلقی می شود. پدر و مادرها دوست دارند فرزندشان هرطور شده در جمع حضور داشته باشد و به اصطلاح خودی نشان دهد تا از این طریق کسب اعتبار کنند. نوحه خوان های ما هم با اعتماد به نفس کاذب، تصور می کنند از صدا و آدابِ بهتری نسبت به دیگری برخوردارند و این نقص سال به سال با سر بر آوردن نوجوانانِ تازه کار  افزایش می یابد. در این بین، سینه زنان و زنجیر زنان و به طور کل، مستمعین هستند که بار خستگیِ همراهی با مداحان را هرشب باید بردوش کشیده و تحمل کنند.

یک توصیه دوستانه

به هیأت ابوالفضلی توصیه می کنم؛شب هشتم که مهمان هیأت حسینی می شوند تعداد و مدت زمانی که هر نوحه خوان می تواند بخواند را بی رودربایستی مشخص کنند تا مورد ریشخند میزبان قرار نگیرند همین توصیه را به نوحه خوان های هیأت حسینی نیز ضروری می دانم.

صبحِ روز تاسوعا و علم گردانی

مراسم دیگری که از قدمت برخوردار است علم گردانی است. روز تاسوعا عده ای از مردان بیرق کوچکی را بدست می گیرند و به تک تکِ خانه ها مراجعه می کنند هرکس بنا به وسع و تعدادِ نفراتی که ساکن و یا شامخور هیأت هستند تحت عنوان کمک به علم حسینی وجه نقد، تحویلِ مسؤل مربوطه می دهند. بلافاصله وی با صدای بلند مبلغ را اعلام و به  آقای روحانی و یا هر کسی غیر از ایشان می گوید: کربلایی علی بیست هزار تومن دعاکن روحانی بی وقفه در حقِ دهنده ی وجه، دعا می کند و جمع حاضر آمین می گویند. از جمله رسوم این روز، سر زدنِ جمعِ همراه علم به خانه ی کسانی است که در طول سال کسی را از دست داده اند. حاضرین با حضور در خانه ی بازمانده متوفی به روضه ای که توسط روحانی خوانده می شود گوش می دهند با همه ی این ها، علم گردانی چند سالی است که از ناحیه مردم به خصوص نسل جوان جدی گرفته نمی شود. از این رو،  جزو عزاداری به حساب نمی آید.

بعد از ظهر روز تاسوعا و بلاتکلیفی

از وقتی تعزیه خوانی در روز تاسوعا تعلیق شد هیچ  برنامه ریزی برای چنین روزی صورت نمی گیرد رفتن و به عبارتی بردن هیأت به روستای سویز آن هم برای چند سال متوالی جنبه رهایی از بلاتکلیفی دارد. چون این اقدام برای خودمان توجیه ناپذیر بوده برای اهالی روستای سویز نیز غیر قابل توجیه است. سال گذشته وقتی هر دو هیئت (حسینی و ابوالفضلی) تصمصم گرفتند به جای رفتن به سویز در داخل روستا بچرخند و زنجیر بزنند هیچکس زیارتِ اهل قبور را مطرح نکرد!

مراسم روزعاشورا 

 در طول مسیر روستا تا مزار، بی نظمی هایی در بین نوحه خوان ها دیده می شود که قابل قبول نیست بهتر است رعایت بیشتري صورت پذیرد و به قول خودشان؛ بهتراست  بلندگو (میکروفن) بچرخد یعنی همه ی نوحه خوانان حق خواندن داشته باشند تا ایجاد اختلاف نشود.

در باره تعزیه خوانی هم  گفتنی ها فراوان است  که ان شاءالله به زمان دیگری موکول می کنیم.

عزاداری تان  مقبول، سفرتان بی خطر و جسم و روانتان سالم و سلامت باد.


روستای بهمن آباد درگذشته و حال (2)

بدون نظر
قاسم ملا در بهمن آباد خبر، بخش دوم مجموعه «روستاي بهمن آباد در گذشته و حال» را منتشر كرده است كه در ادامه مي خوانيد:

برای هرکس، گویی خوب ترین قسمت بهشت وطن اوست جایی که هرکس یک دوره از بهترین لحظه های زندگی اش را مرور می کند، یاد دورانِ بازی کردن در کوچه پس کوچه های خاکی، مدرسه و دیدن همسن و سالان ، قهرهای بی کینه و بخشیدن و بخشیده شدنِ بی شرط و…همه و همه ازبهترین خاطراتی است که ما را به وطن مان پیوند می دهد. برای نوشتن در باره وطن، ابتدا باید کودک شد و برای کودک شدن باید احساس و شوق کودکانه داشت و این سخت ترین گام است.از این ها که بگذریم می خواهم بازهم  با اشتیاق و افتخاراز وطنم بنویسم جایی که در آن زاده شدم و پرورش یافتم  می خواهم درباره کسانی بنویسم که سال هاست با پیوستن به ابدیت از خود آثار تمدنی به جا گذاشته اند  که شناسنامه ی این روستای به ظاهر کوچک محسوب می شود ولـی از قدیم گفته اند: حلوا حلوا اگر بگویی صدبار/با گفتنِ حلوا نشود شیرین کام.

لــــــذا بازهم شما رابه دیدنِ بنای خشتی و آجـری و مشاهده ی معماری کم نظیر خرابه های بهمن آباد دعوت می کنم تا با روح بزرگ و با زندگی کسانی آشنا شوید که برای ساختن، از مصالح عشق بهره می برده اند و با نگاه عاشقانه ای که به زندگی داشته اند سرزمین و تپه ی بزرگی را «بُرده» عاشقو(عاشقان)نام نهاده بودند که هنوز هم بوی وصال می دهد تا فراق. بُرده عاشقو نام ماندگاری است که همیشه عاشقانه ترین نگاه ها را به سوی خود دارد در این باره داستان هایی سینه به سینه به ما منتقل شده از جمله محل قرار و مدار عشاقان و مکانی برای برگزاری جشن و سرور  و اعیاد و جایی برای وصال و ازدواج،هرچه بوده اکنون پس از این همه سال آن مکان شهرت خود را به همین نام «بُرده عاشقو» حفظ کرده  شاید آن چه سبب ماندگاری این نام شده همین واژه ی عشاق است که در آن روزگار،عشق را  پاک و عاری از هوس زودگذر می دانسته اند و با این نگاه دل و دیده شان از هرگونه آلودگی به دور بوده است.

با عبور از خرابه ها، قبرستانِ بزرگِ بهمن آباد را در پیش رو دارید. این جا چشم را که می چرخانی همه را آشنا می بینی، جای جای این گورستان با وجود قبور بزرگانِ این روستا تبدیل به نورستان شده است لذا وقتی از این سرزمین دور می شوی دلت می لرزد که نکند دلی را لرزانده باشی. قبرستان نشانِی از  بی نشان ها را به تو می دهد به واقع این تکه از زمین عبرت آموز است در هر گوشه ای از قبرستان که قدم می گذاری قبر های کهنه و قدیمی ای را می بینی که جز تل کوچکی از خاک باقی نمانده، آنطرفتر قبوری را با سنگ نوشته های قدیمی مشاهده می کنی که گزندِطبیعت و طول زمان،بر آن ها اثر گذاشته و ناخوانا شده اند.تکرار می کنم و لو یک بار هم که شده باید این قطعه را از نزدیک ببینید زیرا دیدن بناهای قدیمی و گورستان، اين نويد را مي دهد كه روستاي  بهمن آباد، پيشينه ي ارزشمند و جالبي دارد. سنگ لوحه ها، مكان هاي قديمي و متروكه و از همه مهم تر آثار باستانی و گنج هايي كه توسط افرادِ ناشناس از دل خاك  به غارت مي بردند همه و همه گواهِ  قدمتِ روستای بهمن آباد است. آن چه در باره این روستای به ظاهر کوچک می نویسم و خواهم نوشت اغراق نیست بلکه بازگو کننده ی تاریخ و گوشه ای از یک حقیقت است.

امیدوارم بهمن آبادِ عالِم خیز سبزوار به طور شایسته مورد توجهِ بزرگان و صاحب نظران و قلم بدستان، به خصوص فرزندانِ فرهیخته بهمن آباد قرار گیرد تا همانطور که جوانانِ غیرتمند این روستا یک بار دیگر توانایی خود را در راه اندازی و هدایت آب قنات به اثبات رساندند، شاهد معرفی و شناساندن تمدن و  افتخاراتمان در گذشته و حال از جانب استادان و عالمانِ خود  باشیم.


شب هاي احيا، فرصتي براي آمرزش گناهان

بدون نظر

اين شب ها، از با عظمت ترين شب هاي سال است؛ شب هايي كه خداوند قرآن را نازل كرد
«انا انزلناه في ليله القدر»
شب هايي كه قرآن را روي سر گذاشته و «العفو» مي گوييم تا خداوند رحمان، گناهانمان را ببخشد و فارغ بال، روزهاي ديگري را طي كنيم.
اما آنچه كه هست؛ به جز پيامبران و امامان، همه ما آدم ها در طول زندگي روزمره، خواسته يا ناخواسته، دچار خطاها و اشتباهاتي مي شويم كه «گناه» تلقي مي شود. گناهاني كه درجه دارد و مي تواند شخصي باشد يا عمومي، ضرر براي يك نفر يا براي افراد زياد. با اين حال، همانگونه كه خداوند وعده داده، پشيماني از گناه و تلاش براي رفع آن، آمرزش حتمي پروردگار را به دنبال دارد. اميدواريم كه همه ما در صورت مشاهده خطا يا لغزش همنوع، دل دريايي داشته باشيم و آن را ببخشيم تا خداوند، مرتكب شونده گناه را راحت تر مورد آمرزش خود قرار دهد. همان گونه كه انتظار داريم در برابر اشتباهات ما، ديگران ما را مورد عفو قرار دهند.
ghadr

اين شب ها شب هاي حضرت علي (ع) نيز هست. او كه نيازمندان و مسكينان با حضورش التيام و سيري مي يافتند. علي اين اسطوره تاريخ، در برابر پايمال شدن حقوق ديگران و بيت المال، توان تحمل ندارد و مي تازد بر پايمال كننده. گرسنگي فقرا برايش ديوانه كننده است و بايد شبانه كاري برايشان مي كرد تا آن رنج گرسنگي غلبه يافته بر كودكان، روحش را به فشار نگيرد.
اما ما كه مدعي هستيم و رهرو بي نقص اين مكتب؛ چه كرده ايم؟ آيا از پول هاي انباشته در بانك ها يا تبديل شده به ملك، براي اين راه هزينه اي مي كنيم؟!
آيا در برابر نياز ديگران به قرض، اقدامي درخور داشته ايم؟
آيا يتيمان را دستگيري كرده ايم؟
زمان مي گذرد و دير يا زود ناچار خواهيم بود در برابر ثروت هاي انباشته شده مان، در دادگاه عدل خداوند پاسخگو باشيم، چرا كه خداوند حاجت نيازمندان را در دارايي ثروتمندان قرار داده است.