شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

همشهریان محترم در صورت تمایل به ارائه نظر، می توانند از طریق ایمیل زیر اقدام فرمایند: y,bahmanabadi@gmail.com

فرا رسیدن نوروز بر تمام مردان سرزمین بهمن آباد مبارک باد

2 نظر

بهمن آباد در روزهای نوروز حال وهوای متفاوتی از روزهای دیگر سال دارد. بیشتر بهمن آبادی های ساکن شهرها به  موطن خود می آیند تا روزهای گذشته را مرور کنند ونفسی تازه کنند.فارغ از هر نوع تشویش و شلوغی وترافیک وآلودگی.دیدارها تازه می شود وبار دیگر بهمن آباد زنده بودن خویش را تجربه می کند.

نشاط وشادی همواره توشه راه همه ایرانیان  و

به ویژه بهمن آبادی ها باشد.


فراخوان برای گردآوری واژه های منحصر به فرد گویش« بهمن آبادی»(1)

2 نظر

سايت بهمن آباد، با هدف ماندگار کردن گویش و لهجه «بهمن آبادی» ، تصمیم به گردآوری واژه های مورد استفاده در این زبان و لهجه کرده است تا انشاء الله ،با همت وهم یاری دوستداران فرهنگ بهمن آباد، بتوانیم یک فرهنگ لغت کامل لهجه بهمن آبادی را در معرض دید مردم قرار داده و به تبع آن، در ماندگار کردن این فرهنگ،  گامی اساسی برداریم.

از هموطنان گرامی تقاضا می شود در این امر بزرگ، ما را یاری کنند.

علاقه مندان می توانند واژه های مورد نظر خود را  در بخش “نظر” درج کنند تا این واژه ها، همراه با نام آنها در سايت منتشر شود.

نظیر واژه های زیر:

اُز=باز-دوباره

اَزدُرُِغ = دروغ

نَم مي؟ = نمي آيي؟

افتَوَه = آفتابه

انگُر =انگار

دِستِرَه = داس

حَل بی یو دِگَ = اکنون بیا دیگر-در برابر رفتاری گفته می شود که مانع رسیدن به هدف شده است.

اَ یُم بُرُم = بیام ببرم

حَـلّه = زود باش

فِدُ کِردی؟ =پیدا کردی؟

یَک عالَمِه =بسیار زیاد

چِش مِخي = چي مي خواهي

خُب بی یَ کُ =خوب بوده که – این عبارت به طعنه در زمانی که فرد گفته یا رفتاری غیر منطقی دارد بیان می شود

 

 سه واژه ارسال شده توسط آقای مصطفی بهمن آبادی از مشهد:

از بجد میگی = راست میگویی

حلیم نمره  =متوجه نمی شوم

اجیر  = سرحال بودن

بخشی از واژه های ارسالی آقای محمد بهمن آبادی :

چِکَمِنی=چه کار می کنی

دِ اون جِه بی = در آنجا بود

اَگِه وَرِ خِزُم = اگر بلند شوم

تُن بِيیُ دِگَه = تند تر بیا

فُدُت رُوُم = فدایت بشوم

چِنینِت کُنُم = چنان بکنم

مِتِرسُم= می ترسم

بِپُرسُم = سوال کنم

اون هَمَه= آنقدر

اینهَِِِمَه گُفتُم= آنقدر تاکید کردم

مِزینوُ = روستای مزینان

خَنَبُد = خانه آباد

پُل نَدَری = پول داری

کُرنَدَری = کار نداری

حُلِت خُبِه = حالت خوبه

بِرَرُت اَمّیَه = برادرت اومده