شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

همشهریان محترم در صورت تمایل به ارائه نظر، می توانند از طریق ایمیل زیر اقدام فرمایند: y,bahmanabadi@gmail.com

دعايِ مهمّ امام زمان(ع)، براي برآورده شدن حاجت‌ها

2 نظر

عصر شیعه – سيّد علي خان در كتاب شريف «الكلم الطيّب» مي‌گويد: اين دعاي
ارزشمندي است از امام زمان(ع) براي كسي كه چيزي از او ضايع گشته يا حاجتي
دارد؛ بنابراين شخصي كه خواسته يا مشكل مهمّي دارد، بايد اين دعا را بسيار
بخواند:

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحيمِ.
«أنْتَ اللهُ
الَّذي لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ، مُبْـدِئُ الْخَلْقِ وَمُعيدُهُمْ وَأنْتَ
اللهُ الَّذي لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ، مُدَبِّـرُ الْاُمُورِ، وَ بٰاعِثُ
مَنْ فِي الْقُبُورِ، وَ أنْتَ اللهُ الَّذي لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ
الْقٰابِضُ الْبٰاسِطُ، وَ أنْتَ الله الَّذي لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ،
وٰارِثُ الْأرْضِ وَمَنْ عَلَيْهٰا. أسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذي إذٰا
دُعيتَ بِهِ أجَبْتَ، وَإذٰا سُئِلْتَ بِهِ أعْطَيْتَ وَ أسْئَلُكَ بِحَقِّ
مُحَمَّدٍ وَ أهْلِ بَيْتِهِ، وَ بِحَقِّهِمُ الَّذي أوْجَبْتَهُ عَليٰ
نَفْسِكَ أنْ تُصَلِّيَ عَليٰ مُحَمَّدٍ وَ ٰالِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ‌
تَقْضِيَ لي حٰاجَتي، السّاعَةَ السّاعَةَ، يٰا سَيِّدٰاهُ، يٰا مَوْلٰاهُ،
يٰا غِيٰاثٰاهُ، أسْئَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ سَمَّيْتَهُ بِهِ نَفْسَكَ،
وَاسْتَأْثَرْتَ بِهِ في عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ أنْ تُصَلِّيَ عَليٰ
مُحَمَّدٍ وَ ٰالِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ تُعَجِّلَ خَلٰاصَنٰا مِنْ هٰذِهِ
الشِّدَّةِ، يٰا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالْأبْصٰار، يٰا سَميعَ
الدُّعٰآءِ،‌إنَّكَ عَليٰ كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ، بِرَحْمَتِكَ يٰا أرْحَمَ
الرّاحِمين؛1

به نام خداوند بخشنده مهربان
تو آن خدايي هستي كه
جز تو معبودي نيست؛ آغازگر و بازگردانندة آفريدگان هستي و تويي آن خدايي كه
جز تو معبودي نيست؛ تدبير كنندة كارها هستي و هر كه را در قبرهاست،
برمي‌انگيزي؛ تو همان خداي يكتايي هستي كه جز تو معبودي نيست؛ تنگ گيرنده و
گسترانندة هستي و تو آن، خدايي هستي كه جز تو معبودي نيست و وارث زمين و
ساكنان آن هستي. از تو درخواست مي‌كنم به واسطة نامت كه هرگاه بدان خوانده
شدي، پاسخ دادي و هرگاه بدان وسيله از تو درخواست شده، عطا كردي و به حقّ
محمّد و اهل بيت او و به واسطة حقّي كه براي ايشان بر خود واجب ساخته‌اي.
از تو درخواست مي‌كنم تا بر محمّد و آل محمّد درود بفرستي و حاجتم را
برآورده سازي؛ همين ساعت، همين ساعت اي آقاي من؛ اي مولاي من؛ اي فريادرس
من؛ از تو مي‌خواهم به واسطة تمامي نام‌هايي كه خويشتن را بدان ناميده‌اي و
آن را در دانش پنهانيت نزد خود نگه داشته‌اي؛ كه بر محمّد و آل محمّد درود
بفرستي و در رهايي ما از اين گرفتاري و سختي شتاب كني. اي دگرگون‌كنندة
دل‌ها و چشم‌ها؛ اي شنواي دعا؛ به راستي كه تو بر هر چيزي توانا هستي؛ به
واسطة رحمتت اي مهربان‌ترين مهربانان».

پي‌نوشت:
1. الكلم الطيّب، ص 14.
منبع» ماهنامه موعود شماره 120


سيماي محمد(ص)

بدون نظر

 
دكترعلي شريعتي
 


روزنامه اطلاعات(یکشنبه یکم اسفند 1389)-پس از قرن چهارم ميلادي و از زماني که امپراطوران روم به مسيحيت گرويدند و عقايد کليسا را به عنوان آرا و عقايد رسمي ترويج کردند، بناي مخالفت را با حوزه هاي فکري و علمي آزاد گذاشتند تا اين که سرانجام ژولتي نين، امپراتور روم شرقي در سال 529 ميلاد مسيح (قرن ششم ميلادي) دستور تعطيلي دانشگاه ها و بستن مدارس و مراکز علمي را صادر کرد و دانشمندان از بيم جان متواري شدند و چراغ علم و فلسفه در قلمرو امپراتوري روم خاموش شد.

درست در همين زمان بود، قرن ششم ميلادي و مقارن با خاموشي چراغ علم و دانش در روم كه بزرگترين حادثه تاريخ به وقوع پيوست و شبه جزيره عربستان شاهد بعثت بهترين مخلوق خداوند، محمد امين(ص) شد که در نخستين گام به فراگيري علم و دانش فراخوانده شد: «بخوان به نام پروردگارت که آفريدت» و سپس پيروان خود را به آموختن علم و دانش از آغاز تا پايان زندگي با روايت «اطلب العلم من المهد الي اللحد» فراخواند.

… به راستي مي توان گفت که محمد را اين چنين «بايد از نو ديد» و «از نو شناخت». او را با نگاهي که اشيا و اشخاص را مي نگريم نبايد نگريست؛ بايد از روان شناسي، جامعه شناسي و تاريخ، نگاهي تازه ساخت و بر سيماي محمد(ص) افکند.

او را بايد در صف شخصيت هاي عظيم تاريخ، قيصران و حکيمان و انبيا ديد. در جمع پيامبران بزرگ نشاند و تماشايش کرد. در اين هنگام است که تصوير او در چشم ما چنان شگفت و توصيف ناپذير مي نمايد که گويي هرگز او را نديده ايم و هرگز چنين تصويري را از مردي در جهان نمي شناخته ايم.

براي شناخت دقيق و تصوير کلي و تمام هر مذهبي، شناختن خداي آن، کتاب آن و پيغمبر آن ضروري است؛ و اين روش ساده ترين، ممکن ترين و در عين حال علمي ترين و مطمئن ترين روش شناخت يک مذهب است. محمد ترکيبي از موسي و عيسي است.

گاه او را در صحنه هاي مرگبار جنگ مي بينيم که از شمشيرش خون مي چکد و پيشاپيش يارانش که براي کشتن يا کشته شدن بي قراري مي کنند، مي تازد و گاه وي را مي بينيم که وقتي هر روز در رهگذرش مرد يهودي از بام خانه اش خاکستر بر سرش مي ريزد و او نرمتر از مسيح، همچون بايزيد، روي درهم نمي کشد و يک روز که از کنار خانه وي مي گذرد و از خاکستر مرد خبري نمي شود، مي پرسد رفيق ما امروز سراغ ما نيامد؟ و چون مي شنود که بيمار شده است به عيادتش مي رود.

در اوج قدرت، در آن لحظه که سپاهيانش مکه را، شهري که 20 سال او و يارانش را شکنجه داده و آواره کرده است، اشغال کرده اند؛ بر مسند قدرت، اما در سيماي مهربان مسيح، کنار کعبه مي ايستد و در حالي که 10 هزار شمشير تشنه انتقام از قريش در اطرافش برق مي زنند و… مي پرسد: «اي قريش فکر مي کنيد با شما چه خواهم کرد؟…»

قريش که سيماي مسيح را در اين موسايي که اکنون سرنوشتشان را در دم شمشير خويش دارد، خوب مي شناسند و به چشم مي بينند، پاسخ مي دهند که: «تو برادري بزرگوار و برادرزاده اي بزرگواري»؛ و آنگاه با آهنگي که از گذشت و مهرباني گرم شده است، مي گويد: «برويد، همگي آزاديد.»

(بیشتر…)


بی مهری به امامزادگان بهمن آباد را متوقف كنيد

بدون نظر

انسان خواسته یا ناخواسته با وطن یا همان زادگاهش پیوند ی عمیق و ناگسستنی دارد. وطن شناسنامه ای است که با آن شخصیت حقیقی هر فرد مورد ارزیابی قرار می گیرد؛ به همین اعتبار است كه فرد دوست دارد تا دیگران نیز – که به هر نحوی با او تعامل دارند- ازگذشته اش به نیکی یاد کنند.

این گذشته، خواه در بعدی بزرگتر باشد – که خاک کشورش محسوب می شود  – یا زادگاه کوچکش که در آن به دنیا آمده باشد. وطن برای همه ی موجودات دوست داشتنی است. من و شما نیز زادگاهی داریم که بهمن آباد است روستایی که گذشته ای درخشان و قابل دفاع دارد. آنجا که حتی خرابه هایش نیز حکایت از تمدنی بزرگ را می دهند و گورستانش حکایت از قدمتي به بلندای تاریخ دارد.

در اینجا، قصد معرفی بهمن آباد را ندارم و می خواهم بگویم چنانچه شما در شهر و مکانی غیر از بهمن آباد متولد شده باشی باز هم گره خورده به تباری هستی که در آن آب و خاک رشد و نمو کرده اي و کماکان شما را با شهرت بهمن آبادی می شناسند. از اين رو، عرق وطن دوستی من و شما باعث می شود تا به ذره ذره ی خاک زادگاهمان «بهمن آباد» عشق بورزیم

همانطور که می دانیم در بهمن آباد دو امام زاده مدفونند که همچون نگینی در حلقه ی دوستداران اهل بیت و غریب نواز بهمن آباد و روستاهای مجاور قرار دارند و مردم از دیرباز،  سنگین بال به زیارتشان رفته اند و پس از درد دل و زیارت، سبکبال بر گشته اند. مردم بهمن آباد در گذشته برای اثبات ارادتشان به اهل بیت، قسمتی از اموال و آب و ملک خود را وقف آن دو بزرگوار می كردند تا از درآمد آن، بتوانند قسمتی از هزینه های نگهداری و توسعه ی اين دو بارگاه را جبران كنند.

اين در حاليست كه متأسفانه مدتی است  نه تنها از وقف این چنینی خبری نیست بلکه  امام زادگان این روستا مورد بی مهری زمین خواران قرار گرفته است تا جایی که در چند سال اخیر افرادي طي یک اشتباه بزرگ، به فکر فروش هکتاری زمین های موقوفه امام زاده ها افتادند و در حال حاضر، افرادي ديگر با سوء استفاده از این تصمیم  عجولانه و  نه چندان مناسب گذشته، باقیمانده ی زمین ها ی اطراف را تا نزدیکی گورستان بهمن آباد تصرف کرده اند.

برابر شواهد، افرادی از روستای مزینان با عناوین و نامهای نا آشنایی، اقدام به کشت و کار زمین های مذکور کرده اند که از قدیم به «زمین مزار» شهرت داشته و دارد . متاسفانه اعتراض اهالی بهمن آباد نيز تا کنون بی پاسخ مانده است.

هشدار به مسئولان

در حال حاضر، تنها یک راه باریکه ای برای رفت و آمد اهالی بهمن آباد مانده تا بتوانند مرده هایشان را به گورستان ببرند و لا غیر. جا دارد مسئولان منطقه نظير اداره ی اوقاف داورزن يا سبزوار و غيره تا دیر نشده است، نسبت به استرداد زمین های تصرف شده اقدام كند و اجازه ندهند زمین خواران بیش از این، حرمت امام زاده ها و مردم بهمن آباد را بشکنند.

مسئوليت مردم بهمن آباد

در كنار  امازاده ها به عنوان  آثار مذهبي تاريخي، منطقه  قديم بهمن آباد، جزء آثار باستاني اين منطقه است و تخريب يا تصرف آن، علاوه بر  داشتن مشكل شرعي، تيشه به ريشه هويت بهمن آباد زدن است. چگونه مي توان به خاطر مقداري سود‌ هويت يك سرزمين ولو كوچك را به كام خود و مطامع سود جويانه فردي مصادره كرد!

از اين رو، مردم خوب بهمن آباد مقیم تهران- که دلسوزانه در جهت آبادانی روستا کوشش می کنند  در مخالفت با چنين رويدادي پرچم اعتراض برافرازند تا مبادا دوباره حريم بهمن آباد و امامزادگانش مورد تعرض قرار گيرد.  همچنين،  همشهريان درصورت تصميم به اجراي پروژه اي عمومي، با مشورت و کار کارشناسی اقدام كنند و در نتيجه، از تخریب آثار باستانی معروف به «خرابه ها» خودداری ورزند.

نويسنده: قاسم ملا