شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

همشهریان محترم در صورت تمایل به ارائه نظر، می توانند از طریق ایمیل زیر اقدام فرمایند: y,bahmanabadi@gmail.com

بهمن آباد در شهريور،حس ديگري دارد

بدون نظر

هر ساله در ماه شهريور، بهمن آباد از حضور فرزندان خود شادمان مي شود و به خود مي بالد. بهمن آبادي هاي مقيم شهر ها در ماه شهريور به دليل تعطيلي مدارس و خنك شدن هوا، راهي ديار خود مي شوند و به ياد روزهاي قديم، سبك  زندگي روستا نشيني را پيش مي گيرند.

بهمن آباد و خانه هاي گلي اش، آسمان پرستاره و صافش همچون آينه، صحراي نسبتا سبز و البته در بخش هايي زرد، پنج شنبه هاي مزارش، درِ قلعه اش، خرابه هايش، قنات آب، تنورهايش كه خمير هاي پهن شده را درون خود مي پخت، سوراخ هاي تيشلر (به قول امروزي ها: تيله) در كوچه ها، گل بازي، قلعه بازي در شب ها، بغل افتويي در روزهاي سرد و مليح پاييز و زمستان درِ قلعه و همه و همه، خاطره هاي دلنشين بهمن آباد زيستن را زنده مي كند.

بهمن آباد فراموش نشدني ست هر چند كه سال ها در شهر هاي به اصطلاح پر زرق و برق زندگي كينيم. بهمن آباد براي همه ما پر از خاطره است؛ خاطره هايي زيبا و غبطه آور.

در اين ماه، بهمن آباد هيجان مي گيرد و زوق زده مي شود از فرزندان باوفاي خود كه فراموشش نمي كنند.

 


ابتكاري جديد براي يادآوري گذشتگان

2 نظر

قاسم ملا در جديد ترين وبلاگ خود، دست به ابتكاري زيبا زده و در آن،  عكس هاي قديمي را به نمايش گذاشته است. نام اين وبلاگ كه به نام پدر مرحوم  ايشان «ملاحسين بهمن آبادي» نامگذاري شده، اقدامي تحسين برانگيز است كه جا دارد از قاسم آقا به خاطر خلاقيت تازه تشكر كرد.
قاسم ملا

گرچه نسل ما از مرحوم ملاحسين چندان به ياد ندارداما خاطرات و گفته هاي هموطنان، حاكي از جايگاه والاي اين بزرگواران در تقوا  و نقش بي بديل آنها در ارتقاي احكام و رفتارهاي اسلامي در ميان بهمن آبادي ها داشته است.
قاسم- ملا
سايت بهمن آباد پيش از اين، در فراخواني از همشهريان محترم درخواست كرده بود براي ثبت درگذشتگان، عكس هاي به جا مانده را در اختيار ما بگذارند تا منتشر كنيم كه خوشبختانه قاسم ملا  اقدام به اين امر كرده است.


سلام همولایتی

3 نظر

حال شما چطوره؟خوب و سالم و سلامتیدالهی شکر،از صحرا و از محصول امسال چه خبر؟با کمباین درو کردید یا بازهم بطور سنتی رفتید سراغ داس؟پرسش ها از این جهت مطرح شد که این روزها همه جا صحبت از درو و خرمن و آوردنِ محصول به خانه است.همین الآن و در یک چشم برهم زدن از کانال قوه خیال،رفتم بهمن آباد و به یادِ کندوهای جو و گندم افتادم که از دهها  سیلوی صنعتی امروزه با ارزش تر و بهتر بود مردم آن دوره با آینده نگری کندوهای جو و  گندم و  آرد رو در خانه های مخصوص جا می دادند به عبارتی برای هر محصولی مثل پنبه و زیره و…خانه ای مجّزا و جای ویژه در نظر می گرفتند.

 از این ها گذشته برای جنابان حیواناتِ انتفاعی نیز اتاقِ خواب و اتاقِ تغذیه و علوفه ی جداگانه با آخورهای شیک و مدرن درست می کردند به عنوان مثال، برای جناب الاغ، کُت(جُل) و کمربند(تنگِ خر)و رانِکین می دوختند تا مایه سربلندی جنابِ خر باشد و در میانِ خرهای دیگر خجالت نکشد  این خرها هرگز اعتنایی به شعر؛تن آدمی شریف است به جانِ آدمیت / نه همین لباس زیباست نشان آدمیت نداشتند،از حق نگذریم،خرها ارتقاءپیدا کردند از این رو به جای واژه خر که نامناسب بود به آن ها الاغ هم می گفتند،چهارپا و درازگوش هم القاب دیگری بود که متناسب با فرهنگِ محل زندگی آدم ها و خرها بکار برده می شد شاید همین ها باعث شده بود که وقتی به عنوان مثال می گفتیم: ننه کلو کجاست؟جواب می دادند دِخَنِه خر،پس خر برای خودش کسی بوده که خانه ی جداگانه داشته اینطور نیست؟یا خَنِه گُسبندو(اتاق گوسفندها)خَنِه گو(خانه گاو).

برگردیم به بحث خودمان،داشتم از اتاق های غله می گفتم که اکنون نیز چنین اتاق هایی وجود دارد ولی از وجودِ بودن یا نبودنِ کندو اطلاع ندارم،ناگفته نماند در کنار خانه ی گندم و جو و غیره،خانه هیزم و  ذغالِ مخصوص کرسی هم جایگاه خاصی داشت همه ی این ها سرمایه ی یک خانواده ی آبرومند و آبرودار روستایی بود که به خوبی و خوشی و به دور از استرس و اضطراب های رایج امروزی زندگی می کرد،روستایی  دیروز گر چه به ظاهر بی سواد بود ولی در نهایتِ بصیرت و کمال،فرزندان دانا و توانا تحویل جامعه می داد او دلی داشت به وسعتِ زمین و عمق دریا لذا با وسع کم اقتصادی،پذیرای مهمان خوانده و ناخوانده می شد غذایی که نوش جان می کردناب و خالص و بی غش بود چون شب فرا می رسید آسوده سر بر بالین می گذاشت و به قول خودش صبحِ طلوع بیدار می شد، چون اهل دروغ گفتن و دنیا زده نبود چک بی محل نمی داد،چون طمع نداشت قناعت پیشه می کرد وراضی به رضای خدا بود،رزق و روزی خدا را می خورد و فقط شکر او بجا می آوردو خالصانه و عاری از هرگونه ریا عبادت می کرد،طبیعی می خورد طبیعی زندگی می کرد و طبیعی هم می مرد.

برگردیم به احوالپرسی با همولایتی هایی که در هوای گرم تابستان،درحال آوردنِ  نتیجه ی یک سال زحمت شبانه روزی خودشان هستند می خواهیم از صمیم دل به همه ی زنان و مردان بهمن آبادی خدا قوت بگوییم آرزو می کنیم با خبرهای خوبی که از بهمن آباد در خصوصِ زیاد شدنِ آب قنات و وامِ در شرف انجام می رسد سال آینده،سطح  زمین های زیر کشت بیشتری داشته باشید تا از این طریق،کندوهاتان مملو باشد از وفور نعمت و فراوانی غله  و  سفره های صداقت تان با برکت و گسترده ،آبرویتان محفوظ، جانتان آرام،جسمتان سلامت و روانتان روان باد.خدا قوت همولایتی.

منبع: بهمن آباد خبر