شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

همشهریان محترم در صورت تمایل به ارائه نظر، می توانند از طریق ایمیل زیر اقدام فرمایند: y,bahmanabadi@gmail.com

وقتي مخاطبي نداريم

وقت مي گذاريم و مي نويسيم براي هيچ. وقتي مخاطبي نداري و وقتي اين همه مي تواني مخاطب داشته باشي اما نمي شوند مخاطبت و ارزشي قائل نمي شوند براي وبلاگ خودشان، وقت گذاشتن چه فايده دارد.

هر روز كه صفحه را باز مي كني و بخش نظرات را مي نگري به اين اميد كه كسي نظري چيزي نوشته باشد و اميد پيدا كني براي نوشتن، اما هيچ. هيچ نمي بيني بجز حضور يك نفر(آقاي قاسم ملاي عزيز)، حالت گرفته مي شود. حوصله ات سر مي رود و كلي مايوس. براي چه بنويسي وقتي كسي نمي بيندت.

مي خواهم براي مدتي از وبلاگ دور شوم تا ببينم بالاخره آيا كساني پيدا خواهند شد كه از بروز نشدن وبلاگ گلايه كنند و آيا  مطالبي خواهند داد تا ما را به ادامه كار اميدوار سازند!

وقتي اين مطالب را مي نويسم دلم مي گيرد. دلم براي بهمن آباد، براي قناتش كه چند صد سال از دل ده ها كيلومتر “روح زندگي” مي آورد براي ساكنانش. دلم مي گيرد براي خرابه ها، مزار و آثار باقي مانده از اجدادمان. دلم مي گيرد براي  “دَقلعه” اش كه مردمانش آنجا دور هم به حرفهايي از جنس كشاورزي و دامپروري و كمي، آميخته به غيبت مشغول مي شدند.  دلم براي صحرايش مي گيرد كه بهاري سرسبز دارد و تابستاني زرد رنگ.  دلم براي عاشورايش مي گيرد كه تحت يك نظم  زيبا، همه عاشورايي مي شوند و خلاصه، دلم براي بهمن آباد مي گيرد با تمام زيبايي هايش و نازيبايي هايش؛ هر چند كه همچون بسيار كسان ديگر، آمده ام به شهر و دور شده ام از آب و خاك وطنم.

دلم براي همه اينها مي گيرد كه در آينده اي نه چندان دور به فراموشي سپرده مي شود و نسل هاي بعد، از آداب و رسوم كهن اين سرزمين و اجدادشان بي اطلاع خواهند بود.

آيا دل تو نيز براي بهمن آباد مي گيرد!

404