شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

همشهریان محترم در صورت تمایل به ارائه نظر، می توانند از طریق ایمیل زیر اقدام فرمایند: y,bahmanabadi@gmail.com

بهمن آباد از دریچه ی تاریخ

بدون نظر

…و اما قریه بهمن آباد در سمت مزینان کهنه واقع و سیل 14 سال قبل غالب عمارت این قریه را هم خراب کرده و پیش از این خرابی خرابی دیگر به آن راه یافته بوده همانا در یکی از فتنه ها و لشکر کشی های سابق،بهمن آباد خراب شده و ثانیا” آباد گردیده،به هرحال آثار ابنیه معتبره در این جا دیده می شود مخصوصا” جامعی از خشت و گل در کمال استحکام داشته و از آثار آن،الآن پایه های ضخیم که از چینه کبری بالا آورده اند موجود است.دورادور مسجد و وسط صحن می باشد به عرض شانزده قدم و طول هیجده قدم، ایوانی درطرف قبله و ایوانی دیگر در سمت شمال و در دو طرف هر یک از این دو ایوان جناحین مربع ساخته بوده اند.امام زاده ای در این جاست معروف به سلطان سید قریش که چهار بدنه بقعه از خشت و بر روی آن از چهار طرف هشت طاق کوچک از آجر ساخته اند و روی طاق ها گنبد عالی از آجر بنا کرده بطورهره (قرنیز بالایی دیوار – لبه ى پنجره- به نوعی همان بر آمدگی طاقچه مانند دیوار است) چپ و راست و ارتفاع آن تقریبا” 14 ذرع است وضع بقعه مربع متساوی الاضلاع از هرطرف نه قدم است امام زاده ی دیگرمعروف به سلطان سید اسماعیل هست که بنا و بقعه ی عالی و با عظمتی دارد عرض و طول داخل بقعه چهارده قدم در چهارده قدم و گنبدی وسیع روی این فضا زده اند تمام این بنا از خشت خام است داخله بقعه را سفید کرده اند و بر روی صورت قبر که در وسط است صندوق چوبی گذاشته و در حوالی این بقعه و بارگاه،ملحقات و ضمایم معتبر دیده می شود این امام زاده صحن و ایوانی دارد و اطراف و ملحقات آن فعلا” خراب می باشد و مابین این دو امامزاده وثاقی(خانه،سرا)دیده می شود که هرچند از خشت و گل است باز بقدر خود تکلف داردچنین می نماید که توحید خانه بوده و از کلیه ی آثار مستفاد می گردد که بهمن آباد از آبادی های معتبر بوده است.

امام زاده روستای سویز

در سویز امام زاده ای است معروف بسلطان سید حسین که از اولاد حضرت امام موسی کاظم علیه السلام است بقعه ی امامزاده مربع متساوی الاضلاع و از هر طرف نه قدم است ارتفاع بقعه و گنبد دوازده قدم و ایوانی در جلو بقعه میباشد شبیه به ایوان مسجد و چار دیوارگلی دارد.مزینان تقریبا” سیصد ذرع از مشهد مقدس پست تر است و چاپارخانه و تلگرافخانه دارد.

دامنه ی موقوفات بهمن آبادی ها تا صدر آباد

چون از مزینان به سمت شاهرود حرکت نمایند بعد از طی سه فرسخ و نیم راه به قلعه صدر آباد که از بناهای مرحوم میرزا آقا خان صدر اعظم نوری است میرسند بانی مشارالیه روبروی قلعه، کاروانسرای خوبی برای بار انداز و منزلگاه قوافل(قافله ها) و زوار ساخته است و آن کاروانسرا هفت حجره در طرف طول دارد و چهار در طرف عرض، مدخل کاروانسرا رو به شمال و مقابل مدخل ایوانی است نسبت به ایوانهای جنبین بزرگتر و حجره ی سه دری دارد.در دالان کاروانسرا نیز دوحجره است و آب انباری در نزدیکی کاروانسرا هست که آب سردی دارد ولی خرابست چهار رشته قنات در صدر آباد هست که دو رشته را شریف خان قزوینی احداث کرده و دو رشته دیگر را عباس قلیخان پسیان،اما هر چهار رشته محتاج به تنقیه می باشد و در زمان عبور از صدر آباد آبی که در اینجا دیده شد از استربد خریده بودند و در آب انبار و اصطخر(استخر) انداخته،قلعه ی صدر آباد پانزده خانوار سکنه دارد با حمام و یخچالی که هر دو مرمت میخواهد. نیم فرسخ به صدر آباد مانده آب انباری حاجی محمد رضا بهمن آبادی ساخته اما حالا سقف آن خراب و بی آبست.

مطلع الشمس:صفحه ۱۰۲۳ و۰۱۰۲۲

منبع: بهمن آباد خبر


به مناسبتِ ماه محرم و در آستانه سفر به بهمن آباد

بدون نظر

محرم از راه رسید و یک بار دیگر صدای طبل و سنج از خیابان و کوچه پس کوچه ها نوازشگر گوش هایمان شد محرم آمد و جامه ی سیاه برتن کردیم تا آیت و نشانی از غم و عزا باشد محرم آمد تا باردیگر شهامت و مردانگی تنها در نام و یاد حسین(ع)  تبلور یابد. اینک ماه محرم ماه عزا از راه رسید تا شیعه، مویه کنان و  سینه زنان و با نوحه خوانی و فریاد و فغان، رسواگر کسانی باشند که در پی رسوایی اش بودند ماه محرم از راه رسید تا به ما بگوید خون ریزی در اسلام مردود است و خونریز ملعون، ولی شهادت واژه ای است مقدس  که شهدایش نه تنها مرده نیستند بلکه زنده اند و در نزد خدا روزی می خورند، محرم ماه نزدیک شدن دل ها هم هست در این ماه است که هرکس با عزیمت از شهر های دور و نزدیک به دیار و وطن خویش در زیر بیرق حسین(ع)و یارانش گرد هم می آیند و برسفره ی پر کرامت و با برکتش حلقه می زنند و با نوای عاشقانه ای که از دل برمی خیزد برسر و سینه می زنند و اشک می ریزند و ناله سر می دهند من نیز مانند تو مسافرم مسافر زادگاهم بهمن آباد؛ جایی که با جان و دل دوستش دارم و خاکش را سرمه چشم هایم می کنم من به آن خطه عشق می ورزم.

از این رو وقتی جاده طولانی تهران سبزوار را به زیر چرخ های اتوموبیل می کشم نشانه ها و علایمی که سال هاست با هم انس و الفت داریم را از نگاهم عبور می دهم تا این که با دیدنِ  تابلوی کوچک روستای کاهک حالم خوش می شود تابلویی که گویی آمدنم را خیر مقدم می گوید از آن جا تا زادگاهم راه چندانی نیست به گمانم پس از 5 کیلومتر وارد بهمن آباد می شویم با دیدنِ در و  دیوار این روستای کوچک گویی غم های بزرگ از دلم پر می کشند با آمدنِ ماه محرم است که صله ی رحم جان می گیرد و احوالپرسی ها جریان می یابد.

یک سال گذشت؛

در سالی که گذشت با وجودِ مخالفت ها و تأییدها محل جدید تعزیه خوانی افتتاح و برای نخستین بار در جایی غیر از سنوات قبل مراسم برگزار شددیگر مسائل جزیی نیز بوی اختلاف می داد که خدارا شکر به طرز ماهرانه ای مدیریت شد و همه توانستیم در زیر خیمه ی ویژه عزاداران، عزاداری کنیم اختلاف نطر را طبیعی می دانم ولی باید مواظب باشیم از خط انصاف عبور نکنیم.

در باره رفتن یا نرفتن دسته های زنجیر زنی و سینه زنی به سویز در روز تاسوعا نیز با راهنمایی جناب حجت الاسلام حاج آقا رضا ذاکری دستجات، ترجیح دادند این روز را به امام زاده و زیارت اهل قبور بروند که این کار ارزشمند قابل تقدیر است.

در بخش مداحان که بیشترین گله مندی را درپی دارد نیز سال پیش بهتر از دیگر سال ها مدیریت شد امید آنکه امسال نیز بیش از پیش آقایان مداحان مراعات حال یکدیگر را مد نظر داشته باشند البته این نکته را  باید قبول کنیم که نوع بشر می خواهد هنر و هنرنمایی اش دیده شود حتی پدران دوست دارند فرزندانشان به نحو احسن دیده شوندکه اشکالی هم ندارد ولی افراط و تفریط هایی که صورت می گیرد شاید محل اشکال باشد.

اینک من و تو مسافر زادگاهمان هستیم جایی که خشت خشتِ خانه های گلی اش برایمان خاطره انگیز است سرمست از بوی خوشِ گرد و خاک های کوچه هایش می شویم وقتی که نم نم باران را به مهمانی خود می خواند جریان زندگی را از آب قناتش درک می کنیم چه زمانی که نفس نفس می زند و خود را از بالاترین نقطه به چشمه می رساند و چه وقتی که شُتُرک می زند همه اش  نوید بخش حیات و ادامه ی زندگیست.

به بهمن آباد می رویم که وطن مان است جایی که مرده هایش نیز با تو هزاران ناگفته دارند وقتی وارد مزارشان می شویم گویی زنده اند و به مهمانی رفته ایم رسم است که برسر گورشان شرط ادب را بجا می آوریم و برایشان طلب رحمت می کنیم در کنار قبورشان آرام می گیریم و جانمان را حیات دوباره می بخشیم ما نیز حرف هایی داریم که جز با رفتگان مطرح نمی کنیم.

امسال هم مانند سال های پیش بعضی از همولایتی هایمان تن به سفر بی بازگشت داده اند و در هیئت حضور نخواهند داشت که ان شاءالله نام بردن از آن ها را به بعد موکول می کنم.

پروردگاراگناهانمان را بیامرز اندوه مان را از ما دور کن و حاجت دنیا و آخرت مان را بر آورد کن و رحمتت را شامل حالمان فرما.

منبع: بهمن آباد خبر


بررسی تاریخ بیهقی توسط 2 اندیشمند

بدون نظر

وبلاگ شورای اسلامی بهمن آباد به نقل از پایگاه موسسه شهر کتاب، نشست بررسی تاریخی بیهقی با حضور دکتر شیرین بیانی و محمدعلی اسلامی‌ندوشن را منتشر کرده است که به دلیل اهمیت آن برای مخاطبان گرامی در اینجا درج

نهمین مجموعه‌ی درس‌گفتارهایی درباره‌ی بیهقی به بررسی زادگاه بیهقی با عنوان «بیهق کجاست؟» اختصاص داشت که با سخنرانی دکتر شیرین بیانی و محمدعلی اسلامی‌ندوشن چهارشنبه ۱۳ دی در مرکز فرهنگی شهرکتاب برگزار شد. در این نشست اسلامی‌ندوشن درباره بیهقی و کتاب جاودانش سخن گفت و بیانی نیز به ارایه مقاله‌ای با نام «بیهق کجاست؟» پرداخت.

تاریخ بیهقی مانند رُمان آموزنده و سرگرم‌کننده است

دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن سخنان خود را درباره‌ی تاریخ بیهقی و بیهق چنین آغاز کرد: تمام شهرت و اهمیت بیهق به‌خاطر ابوالفضل بیهقی است که از این خطه پدید آمد و کتاب جاودانه‌اش را نوشت. به این علت، نام بیهق وابسته است به ابوالفضل بیهقی و سبزوار. البته در آن زمان بیهق خیلی معروف‌تر از سبزوار بوده. ولی بعد‌ها سبزوار اهمیت بیشتری پیدا کرده است. این اوج و حضیض شهر‌ها، جزو اسرار تاریخ است. در نقاط دیگری هم دیده شده که یک منطقه‌ای جلو می‌افتد و منطقه‌ای دیگر عقب می‌رود. جایگزینی سبزوار به‌جای بیهق از این گونه است. همچنان که تهران جایگزین ری شده و مشهد جای توس را گرفته است. این از بازی‌های تاریخ است.

اینکه چه شده است که «تاریخ بیهقی» در بین تاریخ‌هایی که در زبان فارسی در این هزار سال نوشته شده است شاخصیت بیشتری پیدا کرده، یکی دیگر از شگفتی‌ها است. «تاریخ بیهقی» تا صد سال پیش آن مقامی را که شایسته‌اش بود، به‌دست نیاورده بود. از صد سال پیش است که اهمیت آن کشف شد. آشنایی ایرانیان با نوشته‌های اروپایی که روان و ساده بود، باعث شد که به کشف «تاریخ بیهقی» و اهمیت آن بپردازند. چون «تاریخ بیهقی» روان و ساده نوشته شده است. به علت روانی و سادگی، مطبوع سلیقه‌ی ایرانی نبود.

ایرانی‌ها با نوشته‌های سنگین‌تر و تعقیددار‌تر سر و کار داشتند. به‌خصوص که از هزار سال پیش نوشته‌ها به‌تدریج سنگین‌تر می‌شد. سلیقه‌ی ایرانی نیز به همین نوشته‌های سنگین تطبیق داده شد. ایرانی‌ها نوشته‌های روان را نمی‌پسندیدند. تا اینکه صد سال پیش، برای نخستین‌بار ادیب پیشاوری این کتاب را چاپ کرد و اهمیتش شناخته شد و کم کم پی بردند که چه ارزشی دارد. تا آنکه مرحوم علی‌اکبر فیاض آن را از نو چاپ کرد. همین چاپ فیاض است که مرجعیت دارد. پس شهرت «تاریخ بیهقی» از صد سال پیش آغاز شده است.

ایران کشوری است که هرگاه نام ادبیات فارسی به میان می‌آید، ذهن‌ها به طرف شعر می‌رود. در حالی که در کشورهای غربی این نثر است که دارای اهمیت است. چون نثر با استدلال همراه است. ایرانی عکس آن بود و ملتی احساساتی شناخته می‌شد و اشراقی فکر می‌کرد. با منطق چندان سر و کاری نداشت. از لحاظ شعر باید گفت که کمتر کشوری را می‌توان یافت که از این دید با ایران برابری کند. ایران ده- بیست شاعر دارد که جهانی هستند. چون ایرانی بیشتر متوجه شعر بوده است و نثر، در نگاه او، اهمیت شعر را نداشته است.

(بیشتر…)